قهوه خونه لاغری

روش های اصولی برای لاغری

جدول کاهش گروهی مهرماه
نام          وزن دوشنبه پنجشنبه دوشنبه پنجشنبه دوشنبه پنجشنبه دوشنبه پنجشنبه
نرجس ۸۸.۴۰۰ ۸۷.۳۰۰ ۸۶.۸۰۰ ۸۶ ۸۶ ۸۵.۵۰۰ ۸۶.۳۰۰ ----- --------
مرجان ۹۲.۱۰۰ ۹۰.۷۰۰ ۹۰.۲۰۰ ۸۹.۷۰۰ ۸۸.۹۰۰ ۸۹ ۸۹ ----- -------
آزاده ۸۱.۶۰۰ ۷۹.۵۰۰ ۷۹.۲۰۰ ۸۰.۴۰۰ ۷۸.۹۰۰ ۷۹.۱۰۰ ۸۰.۴۰۰ ------ -------
جهان ۷۸.۵۰۰ ۷۷.۴۰۰  ۷۷ ۷۶.۸۰۰ ۷۶.۲۰۰ ۷۵.۹۰۰ ۷۵.۲۰۰ ------ ------
مریم ۷۴  ۷۳.۸۰۰  ۷۴ ۷۳.۵۰۰ ۷۳.۵۰۰ ۷۲.۶۰۰ ۷۲.۶۰۰ ----- -----
کاهش کل ------ ۶کیلو ۱.۷۰۰ ۲.۲۰۰ ۲.۹۰۰ ۱.۷۰۰ ۱۳۰۰-- ------ ------

 

اصول گروه قهوه خونه لاغری

 

۱ـ رژیم ۱۲۰۰تا ۱۵۰۰ کالری میباشد

۲ـ ورزش ۳۰دقیقه پیاده روی  هر روزی  میباشد (حداقل ترین ورزش در نظر گرفته شده است)

۳ـ اعلام وزن دوشنبه ها و پنجشنبه ها  میباشد  و  عدم اعلام وزن بیش از دو بار به منزله ی

انصراف از گروه میباشد 

۴ـ رژیم ۹ شب به بعد میباشد و جز آب و چای حق خوردن چیزی بعد از این ساعت را ندارند ..

۵ـ در این گروه چیزی به اسم مرخصی وجود ندارد  و مرخصی به منزله خداحافظی از گروه است

۶ـ کاهش هر کدام از اعضای گروه   به منزله ی کاهش همه گروه میباشد

 

 

خب امروز ۵شنبه ۱۰ مهر ۹۳  و سومین هفته کاهش گروهی تمام شد

 

امروز جهان جان جانی با ۷۰۰گرم کاهش همه رو شگفت زده کرد .

 

بهش تبریک میگم و از خوشحالیش همه ی گروه خوشحال هستن .

 

آزاده و نرجس هر دو افزایشی بودن ..نمیدونم چی بگم ؟؟ ولی خب

 

هر کس مسوول بدن خودشه ..و نمیشه به زور کسی رو به کاری

 

وادار کرد ..باید دوست داشته باشی که نخوری ..دوست داشته باشی

 

که ورزش کنی ..دوست داشته باشی که از خیلی خوردنی ها بگذری

 

دوست داشته باشی که گرسنگی بکشی و خود کنترلی داشته باشی

 

پس هیچ کس رو نمیشه به زور وادار کرد ..

 

ولی خب برای افزایش روحیه ی گروه نگاهی کلی به  کاهش ها  میندازیم

 

تا ببینیم  هر کدوم  از اعضای قهوه خونه چقدر کاهش داشتن ..

 

جهان با  ۳۳۰۰  (۳.۳۰۰) گرم کاهش رتبه اول رو کسب کرد ..

 

میانگین کاهش جهان : هفته ای  ۱.۱۰۰

 

مرجان با ۳۱۰۰گرم کاهش رتبه دوم 

 

میانگین کاهش مرجان : هفته ای ۱ کیلو

 

نرجس با ۲۱۰۰ گرم کاهش جایگاه سوم

 

میانگین کاهش نرجس : ۷۰۰ گرم  

 

مریم با  ۱۴۰۰ گرم کاهش  رتبه چهارم

 

میانگین کاهش مریم : ۵۰۰ گرم

 

آزاده با ۱۲۰۰ گرم کاهش مقام چهارم رو از آن خودش کرد ..

 

میانگین کاهش آزاده : ۴۰۰گرم

 

واقعا عالیه ..اینکه توی سه هفته این آدم ها میتونستن برعکس

 

این کاهش ها رو توی پرونده شون داشته باشن.. افزایش ...

 

اینکه این آدم ها میتونستن دو ماه دیگه به صرافت وزن کم کردن بیفتن

 

و تازه میخواستن شروع کنن .. اینکه .. خیلی چیزها ممکن بود باشه

 

که راه رو سخت و دور از دسترس میکرد ..ولی الان این گروه با هر

 

کم و کاستی داره میره جلو ..روند رو به رشد داره ..و این واقعا عالیه ..

 

امیدوارم هفته آخر هفته ای انفجاری و در بالاترین سطح آماری از جهت

 

کاهش و اراده باشه .. انشالله ..

 

کاهش ها رو به تمام اعضا تبریک میگم ..و براشون آرزوی سلامتی دارم ..

 

و من الله توفیق

 

 

 

 

 

 

 

 

[ دوشنبه هفدهم شهریور 1393 ] [ 21:56 ] [ مرجان ]

[ ]

بهترین باش ..
 

روزهای پاییز چقدر زود دارن میگذرن ..و چقدر زود رسیدیم به ۶مهر ..و من چقدر خوشحالم که

با امرو حدود سه هفته است که رژیم دارم ..سه هفته ای که میتونست وعده ی سر خرمن

اول مهر باشه و الان در وزن بالای ۹۳ میبودم  و تازه شاید اگر خیلی خوب و با انرژی پیش

میرفتم مثلا ۱کیلو هم کم کرده بودم ..ولی امروز بعد از سه هفته ای که با سرعت برق و باد گذشت

توی دهه ۸۰هستم و حداقل ترینش اینه که من تونستم وزنم رو حفظ کنم و زحماتم رو به باد ندم..

همیشه بعد از گذشتن چند روز از رژیم حال بادکنک هلیومی رو داشتم ..نمیدونم میدونین بادکنک

هلیومی چه جوریه یا نه ؟؟ وقتی اوایل باد کردن بادکنک با گاز هلیوم هست  شق و رق و سرحال

بالا وایمیسته و از جاش تکون نمیخوره ..ولی بعد از گذشت چند روز که گاز کم کم اثر خودش رو از

دست میده بی جون میشه و پایین میاد ..تا جایی که وقتی به جایی میبندیش که بالا بایسته

میبینی روی زمین ولو شده و  نایی نداره ..چون اثر گاز کم شده و در آخر از بین رفته ..

همیشه  شروع رژیم برای من حکم بادکنک با گاز هلیوم رو داشت ..روزهای اول پر شور و نشاط ..

و با گذر زمان این شور  و شوق به عذابی دردناک و کاری اجباری تبدیل میشد ..

بارها این جمله دکتر رو گفتم ..ولی باز هم میگم ..چون این جمله کلیدی نجات بخشه لحظات

 رژیمی منه .. این جمله که میگه :  مهم اینه که تو میخوای ..مهم اینه که شروع کنی و برسی ..

مهم این نیست  که چه جوری ؟؟ مهم این نیست  توی راه رفتنت چند بار خوردی زمین  ..

مهم نیست گاهی هم خطا کردی و اشتباه  ..مهم اینه که هدفی داری ..و میخوای بهش برسی

..برای رسیدن بهش تلاشت رو در حد ظرفیت و توانت میکنی ..توی این راه نباید خودت رو با کسی

مقایسه کنی ..این بدن ..این جسم و روحی که در کالبدته مال حودته  ..ولاغیر ..پس خودت باش ..

برای خودت باش ..و برای رسیدن به خواسته ات تلاش کن .. و انتظاری منطقی از میزان تلاشت

و ظرفیتت داشته باش ..اینکه میخوای نقطه عطف شروع هر کاریه ..

و من خواستم !!!! ..میخوام و خواهم خواست ..

نکته ی دیگه ای که دکترم بهم بگه اینه :

قرار نیست همیشه تاریخ تکرار بشه ..کی گفته که تاریخ همیشه تکرار میشه ؟؟

قرار نیست اگر صد بار اشتباه کردی با ۱۰۱ هم اشتباه کنی ..ممکنه  همون با صد و یکم دفعه ای

باشه که تو قراره تا ته خط هدفت بری ..پس نا امید نباش ..

و انگار این بار همون بار صد و یکمه که قراره من به هدفم برسم ..و هر لحظه دلم پر تر از شور

رژیمی میشه ..و این سابقه نداشته ..

عدد وزنه  دیگه مهم نیست ..اصلا ..فقط منم و برنامه ای که دارم ..منم و ۱۲۰۰کالری منم و ورزش

 یک ساعته توی پارک .. منم و لب نزدن به هیچ ماده ی غذایی از مجاز و غیر مجاز بعد از ساعت ۷

و امروز در این فکر بودم که این کافی نیست .. مرجان ظرفیت بالاتر از این حرفا داره ..

یادم میاد دکتر علی بابایی زاد توی برنامه ی اردیبهشت حرفی خیلی زیبا زد ..که هر لحظه

توی خاطرمه و هر جا کم میارم کمکم میکنه ..دکتر از قول یکی از بزرگان علم روانشناسی

گفت : جوری زندگی کنیم که جز رد خاکستری از ما و زمان باقی نمونه ..و همون رد خاکستر

هم باید براش فکری کرد .. یعنی از هر لحظه جوری استفاده کنیم که فقط ردی از زمان و

خاکستری از اون باقی بمونه .. و دکتر اعتقاد داشت همون خاکستر هم باید به باد داد و باقی

نذاشت ..

واقعا ما اینجوری زندگی میکنیم ؟؟ ردی از خاکستر ؟؟

یا  زمان در چشم ما به مثال زغالی میمونه که بارون خورده و حتی روشن هم نمیشه..

چه برسه به اینکه گرم کنه ... یا در نهایت خاکستری باقی بذاره ..

هر شب  با هر زحمتی که شده با عشق میرم و میدوم ..ولی حس میکنم کافی نیست ..

چند  ماهی میشد که دلم درد میکرد و از اونجایی که همیشه هر دردی برای من پیام آوری

چیزی هولناک و بیماریی لا علاج و لحظات آخر زندگیمه  و با توجه به شرایط روحی که توی

سه ماه گذشته داشتم جرات دکتر رفتن رو نداشتم ..تا اینکه بعد از پنجمین جلسه مشاوره

و احساس اعتماد به نفس و توانایی که توی خودم حس کردم دلم رو به دریا زدم و تنها ..بدون

همراه ..رفتم بیمارستان ..اولین بار بود توی تمام زندگیم که لحظه ای نترسیدم ..و با خودم گفتم

حتی اگر خواست آندوسکپی هم بکنه میرم و با صلابت روی تخت میخوابم و اجاز میدم لوله رو

توی حلقم فرو کنه ..هر حالتی که باشه ابدی نیست و تمام میشه و  تو میتونی از پس مشکل

ترین لحظات بربیای ..و براومدم ..دکتر گوارش وقتی منو دید گفت : اندوسکپی لازم نیست تا

۱ ماه دیگه .فقط دارو ..ته دلم خیلی خوش شد ..ولی همیشه خدا  از اونجایی که علیم به ذات

صدوره  و میدونه مرجان توی راه لاغری چقر نیاز به نکته و راهنمایی هایی از این دست داره

از دهن دکتر نکته ای رو برام باز کرد ..که خیلی مهم بود ..دکتر گفت : شما کاهش وزن داشتی ؟

تعجب کردم ..چون به نظرم می اومد که خیلی چاقم ..و عمرا بفهمه این آدم که جلوش نشسته

یه آدم ۱۰۶کیلویی بوده ..گفتم : بعله ..حدود ۲۰کیلو ..ولی خب مقداریش برگشته ..

دکتر گفت : میخوای لاغرشی ؟؟ دوباره ؟؟

گفتم : میخوام ..رژیمم .گفت : ورزشت چیه ؟؟ گفتم : والا توی پارک راه میرم ..گاهی هم

حالی داشته باشم میدوم ..

گفت : به نظرت کافیه ؟؟

گفتم : خوبه ..بهتر از هیچیه ..

گفت : ولی به نظر من اثر واقعی رو نداره ..ورزشت باید کم کم سنگین تر بشه ..ورزش هوازی

به تنهایی کم کم افت صورت و سایر نقاط بدن برات میاره ..بهتره  که ورزشت رو سنگین کنی

و ترکیبی کار کنی ..ترکیبی از هوازی و قدرتی ..تا این ۲۰کیلو کاهش باقی مونده ازت یه

اسطوره بسازه ..چون میدونی که هدف صرفا لاغری نیست که ..هدف اینه که شما بهترین

باشی .. اگر کاهش هم میاری کاهشی چشمگیرباشع ..با این کار چربی های دور قلب و

عروقت هم پاک میشه ..ورزشت رو کم کم به روزی ۲ ساعت برسون .... یا اینکه یه روز

قدرتی ..و یه روز هوازی ..تا روی فرم بیای .. تو خیلی توانمندی ..میدونستی ؟؟

و من حس کردم توانمندم ..

امروز جلسه ی اولیا مربیان محمد بود ..معلم محمد اینا هم باز نکته ای در تایید حرف دکتر زد

و گفت : من از بچه های کلاسم پرسیدم شما میخواین چکاره بشین ؟؟

اون ها هم هر کدومشون شغلی گفتن ..یکی گفت معلم ..یکی گفت دکتر ..

من بهشون گفتم : این همه مهندس بیکار ..این همه دکتره بدون مطب ..این همه معلم اخراجی

چرا این شغل ها  .. شما اگر میخواین مهندس بشین باید مهندسی بشین که تمام مهندسین

کشور پشت در اتاقتون برای گرفتن یه مشاروه کوچیک ساعت ها منتظر باشن  ..

شما باید دکتری بشین که تمام کشورها آرزوی یه عمل جراحی از طرف شما توی کشورشون

رو داشته باشن ..و همینطورالی اخر .. هر شغلی که میخواین داشته باشین.. فقط بهترین

باشین ..باید بهترین باشین ..

اونجا این سوال برای من پیش اومد .. که من ! میخوام لاغر بشم ..دوستام هم میخوان

لاغر بشن .. ولی لاغری هدف نهاییه ؟؟ عدد ۵۹هدف نهاییه ؟؟ یا نه ..چیزی مهم تر از

اون هست که ما ها بهش توجه نمیکنیم ؟؟ اینکه هر بار با دیدن ثابت بودن  عدد وزنه من

 رژیمم رو خراب میکنم و توجه نمیکنم که وقتی کار به درستی و به بهترین  شکلش داره

نجام میگیره پس صد در صد نتیجه ای عالی رو درون خودش جا داده و فقط با صبر شکوفا

میشه ..از اینجا نشاءت میگیره که من کممی کار میکنم نه کیفی ..فقط میخوام لاغر باشم

فقط میخوام وزنه عدد ها رو تند و تند در پایین ترین سطح خودش به من نشون بده و من

ثابت کنم که دارم کارم رو به درستی انجام میدم ..من نمیخوام بهترین واقعی باشی ..

به این فکر نمیکنم که هم زمان به پوستم ..به عضلاتم ..به تناسب دست و پا و صورتم

هم باید توجه کنم ..به ایننکته خیلی هامون توجه نمیکنیم که گاهی لازم نیست همه

جا لاغر بشه .. ولی ما مصرانه میخوایم که فقط وزن کم کنیم ..من توی راه کاهش برای بهترین

 بودن باید فقط رد خاکستری از زمان رو باقی بذارم .. و از تمام توانم برای بهترین شدن اقدام

کنم ..

با گذشت چند هفته از رژیمم هر روز بر بلوغ فکری رژیمم اضافه میشه ..

به این باور رسیدم  که رژیم کاری تک بعدی نیست ..برای بهترین شدن باید به رژیم به عنوان

یه کار چند بعدی نگاه کرد .. تلفیقی از تغییر تفکر و تغییر روش زندگیه ..

به نظرم رژیم مثل هنره .. انتها نداره ..و در عین حال زیبا و جذابه ..

تغییر تفکر در رژیم  قطعا تغییر روش زندگی رو در بر داره ..اگر زمانی که در برابر یک کیک شکلاتی

قرار میگیری تفکرت رو به این سمت جهت بدی و از زاویه ماهیت درونی بهش نگاه کنی ..امکان

نداره حتی یک سر سورن دوست داشته باشی تستش کنی ..یک فرآورده اشباع از روغن جامد 

و تخم مرغ زده شده و آرد سفید بی خاصیت و شکری که منبع دیابت و کبد چرب و سرطانه قطعا

نمیتونه گزینه مناسبی برای خوردن و حتی امتحان کردن باشه ..یا مثلا فست فودی مثل مرغ

سوخاری خوابانده در اردی  که حاصل باگت های مونده و خرد شده  و رنگ شده است و در روغنی

که هزاران بار ازش استفاده شده ... روغنی با حالتی شبیه به پارافین که به روغن پالم معروفه

و مثل چسب به دیواره عروق میچسبه  اگر با این زاویه در گوشه  تفکر جا بگیره  قطعا علاوه بر

اینکه با تمام وجود پس زده میشه  بلکه جای خودش رو به جوجه کبابی بدون روغن و چربی و

کمی بروکلی و هوبج آب پز که پر از بتاکاروتنه  عوض میکنه .. و در نهایت منجر به تغییر روش

زندگی رژیمی میشه ..بدون اینکه لحظه ای احساس کنی که با شروع رژیم در محرومیتی ..

..و این نوع تفکر به ماهیت درونی در خیلی مواقع نجات بخش و چراغ راهه  برای اینکه بهترین

 باشی ..

امروز صبح واقعا دلم یه تیکه نون سبوس دار و یه تخم مرغ آب پز میخواست ..یه چایی

با دو تا خرما ..به جای قاشق شکر  .. و چقدر احساس خوبی بود ..

امروز احساس میکنم ظرفیت و پتانسیل این رو دارم که کمی علاوه بر برنامه ای که دارم

روی مسئله ی ورزش قدرتی هم کار کنم .. فکر میکنم فرصتی مناسب از لحاظ روحی

و جسمی پیش اومده که باید ازش نهایت استفاده رو بکنم و جز رد خاکستری باقی نگذارم

امید دارم که همه بچه های گروه جز ردی ازخاکستر از رژیمشون باقی نگذارن و از تمام

ظرفیت زمانی که تا عید دارن نهایت استفاده رو بکنن ..

 

 ومن الله توفیق ..

 

 

 

 

[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 22:19 ] [ مرجان ]

[ ]

5نشانه برای کم شدن فشار ورزش
وقتی ورزش را شروع میکنید پیدا کردن فعالیتی که دوست دارید هوشمندانه است.

 

وقتی که آن فعالیت را انجام میدهید دوست دارید باز هم تکرارش کنید و ادامه دهید،

 

اما باید به فکر تغییرش نیز باشید. بدن سریع عادت میکند، گاهی حتی کمتر از یک

 

هفته حالا هر ورزشی که میخواهد باشد.

 

 جین کلارک مربی ورزش خصوصی در لس آنجلس میگوید:

 

 وقتی بدن عادت کند، دیگر مانند قبل سخت کار نمیکند، و کالری کمتری

 

 میسوزانید. راه حل: ابتدا اطمینان حاصل کنید که برنامه ی ورزشی که دارید

 

شامل همه نقاط بدن میشود و ورزشهای هوازی، قدرتی، و کششی در آن

 

 گنجانده شده.

 

با انجام این سه نوع ورزش به صورت طبیعی به ورزشهای خود تنوع بخشیدید.

 

سپس بعد از یک یا چهار هفته چیزی را در تمرین خود تغییر دهید.

 

مثلا به جای دویدن روی تردمیل میتوانید دوچرخه ثابت استفاده کنید.

 

یکی از ورزشهای خود را کمی سخت تر کنید.

 

2- تمام مدت با دوست خود صحبت میکنید داشتن یک دوست هنگام ورزش

 

 میتواند عاملی مشوق و انگیزه بخش باشد. اما وقتی که با هم میگذرانید

 

برای این است که به تناسب اندام برسید. اگر در طول ورزش میتوانید به راحتی با

 

دوست خود گفتگو کنید این را بدانید که به اندازه ی کافی خوب ورزش نمیکنید،

 

این امر باعث میشود رسیدن به هدف برایتان سخت شود.

 

راه حل: به دوست خود بی توجهی نکنید، اما اصل گفتگو را بگذارید برای وقت

 

استراحت. وقتی در حال انجام ورزشی در سطح متوسط هستید نمیتوانید به

 

راحتی گفتگو کنید و تنها چند جمله به صورت متلاطم میتوانید ادا کنید.

 

اگر هم ورزش را در سطح شدید انجام میدهید تنها چند کلمه میتوانید صحبت کنید

 

 و باید نفس بگیرید.

 

3- با دیدن چیزی در تلوزیون مجله و یا به صورت آنلاین انرژی میگیرید ورزش همراه

 

با تماشای تلوزیون و یا در حال خواندن مجله روی تردمیل میتواند باعث انگیزه و

 

بیشتر ورزش کردن شود. اما وقتی حواستان به اینگونه برنامه ها باشد شاید

 

نتوانید به آن اندازه که باید ورزش را با شدت پیش ببرید.

 

راه حل: مربیان ورزشی توصیه میکنند بیشتر ورزشهای خود را بدون سرگرمی

 

انجام دهید. اگر تما باید تلوزیون نگاه کنید و یا چیزی بخوانید سعی کنید

 

حداقل هرچند دقیقه یکبار سری بزنید تا شدت ورزش حفظ شود.

 

4- به سختی عرقتان در می آید اگر در طول تمرینات ورزشی خود یک قطره عرق

 

هم نمیریزید میتواند به این معنا باشد که ورزشتان شدت کافی را ندارد.

 

 همچنین برخی افراد از دیگران بیشتر عرق میکنند، عرق کردن باید قابل رویت

 

 باشد تا مطمئن شوید ورزشتان شدت کافی را داشته است.

 

راه حل: خود را به سمت مرحله ی عرق کردن ببرید. لازم نیست خیلی شدید

 

ورزش کنید چون امکان دارد آسیب ببینید. اما سرعت را حفظ کنید و بدون توقف

 

ادامه دهید تا بدن شروع به عرق کردن کند و آثار آن را روی لباس ورزشی خود

 

ببینید.

 

5- حس میکنید هیچ کار خاصی انجام نمیدهید با خود رو راست باشید، برخی

 

اگر ورزش کمی سخت شود عقب میکشند در حالی که سخت شدن ورزش باعث

 

بالا رفتن مهارت میشود. این افراد ورزش را همیشه در حدی انجام میدهند که

 

فشار زیادی را متحمل نشوند برای همین در طول ورزش هم احساس میکنند کار

 

خاصی انجام نمیدهند. این ساده گرفتن نتیجه ای برعکس دارد و فرد بعد از مدتی

 

احساس نا امیدی میکند و انگیزه ی خود را از دست میدهد. راه حل: وقتی ورزش

 

حالتی چالش برانگیز پیدا میکند خودتان متوجه میشوید، اما نباید آنقدر سخت شود

 

که نتوانید تمرین را به پایان برسانید. نشانه ی یک ورزش خوب این است که در پایان

 

احساسی خوب داشته باشید و بدانید به بدن خود کمک کردید.

 

 

کاری از گروه ترجمه به اندام (دکتر کرمانی) 1393/6/26

[ شنبه پنجم مهر 1393 ] [ 23:1 ] [ مرجان ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،